تبليغاتX
نه شرم و حیا نه عار داریم از تو....اما گله بی‌شمار داریم از تو....ما منتظر تو نیستیم آقاجان....تنها همه انتظار داریم از تو رقعه
 روح تکاني – رقعه شماره هفتم

               

                                    

 

گاه در زندگي آنچنان خسته و سرگردان مي شوي كه خودت را نيز گم مي‌كني، در اين شرايط و براي اينكه از مسير درست زندگي خارج نشويم بايد جا، پاي انسانهاي خوب و درست بگذاريم و درست پشت سر آنها حركت كنيم تا به سر منزل مقصود برسيم.

 

گاه ظرفيت انسان رو به تمام شدن مي‌رود، پيمانه صبر و طاقتش لبريز شده و خسته و وامانده، آمادگي انجام هر كاري را دارد، اگر در اين شرايط تصميم درستي بگيريم مي‌شود بر انسان بودن خود باليد.

 

در زندگي دغدغه‌هايي هست كه يك آن آرامت نمي‌گذارد.

 

آري به راستي چنين است:

 

»در زندگي زخم‌هايي هست كه مثل خوره روحت را مي‌خورد« و تو را آزار مي‌دهد.

 

داغ‌هايي بر دلت مانده كه آب تمام اقيانوسهاي جهان هم براي سرد كردنش كم است.

 

خاطره‌هايي در ذهنت مانده كه تو را پايبند مي‌كند و محبت‌هايي كه زنجير مي‌شود و با تار و پود تو گره مي‌خورد.

 

واكردن رشته‌هاي اين زنجير به منزله جدا شدن بند بند وجودت است و نگاه‌هايي كه برق شيطنتش جنگل‌هاي وجودت را به آتش مي‌كشد و به تل خاكستري از بي‌قراري تبديل مي‌كند.

 

و تو در اين ميان تنها هستي،

 

تنهاي تنها با خودت كه آيا با اين دردها كنار بيايي و يا بگذاري تو را له كنند.

 

تنها التيام بخش تمام اين دردها، تسكين‌دهنده اين زخم‌ها ياد اوست و توكل بر ذات مقدسش.

 

مي‌خواهيم نيستان دل را به او بسپاريم و شرار دل را با عطر يادش آرام كنيم مي‌خواهيم ندبه روح را در بهشت وصلش به سرانجام رسانيم.

 

آه،

اي رفيق،

هر جا مي‌رويم و با هر كه آشنا مي‌شويم، مي‌خواهد زنجيري از قيد بر روح ما بزند و طوق غفلت را آويز گردن ما كند.

 

همه چيز رنگ و بوي اسارت مي‌دهد.

 

گويي ما نيز بايد در گرداب ماديات دست و پا بزنيم و در آخر، خسته و بي‌رمق مغلوب اين امواج شويم...

 

ولي نه معشوق من!

 

ما از تو مدد مي‌خواهيم كه نگهدار ما باشي و سايه لطف و نگهت هميشه بر سر ما باشد و مرحمي باشي براي همه دردها،

 

و اميدي باشي براي همه نا اميدي‌ها.

 

تا تو را داريم نگران هيچ چيز نيستيم. از ديوها نمي‌هراسيم و از دردها ترسي به دل نداريم.

 

اي كه هميشه با مايي، با ما بمان!

 

 

                                                                                          احسان حيدري

|+| نوشته شده توسط تحریریه در شنبه 25 فروردین1386 و ساعت 22:15  
Tell a friend about this page!
Their Name:
Their Email:
Your Name:
Your Email:

Free JavaScripts provided
by The Salar Weblog