تبليغاتX
نه شرم و حیا نه عار داریم از تو....اما گله بی‌شمار داریم از تو....ما منتظر تو نیستیم آقاجان....تنها همه انتظار داریم از تو رقعه
 گر سوخت مرا جلوه دیدار عجب نیست – قسمت اول - رقعه شماره هفتم

 

شرح شيدايي عارف بالله حضرت آيت ا...العظمي حاج شيخ محمدجواد انصاري همداني (ره)

 

 

»و به او محبتي مي‌دهم كه محبت هيچ مخلوقي را بر محبت من مقدم نشمارد و چون مرا

 دوست داشت، من، هم خودم او را دوست مي‌دارم و هم محبوب ديگرانش مي‌كنم.«

                                                                               [رساله لقاءا.../ حديث معراج]

 

 

در سال ۱۳۲۰ هـ .ق مطابق با ۱۲۸۰ هـ .ش در شهر همدان به دنيا آمدند.

والده محترمه‌شان مي‌فرمودند: »ملكي مرا به آسمان‌ها برد. از طبقات آسمان‌ها عبورم داد و آنگاه پيامبر اكرم (ص) را ديدم كه سرشان را بالا آوردند و بشارت فرزندم را به من دادند و فرمودند: خيلي مواظب اين بچه باش كه مورد نظر ماست.«

 

پدرشان مرحوم حاج فتحعلي همداني از علما و فضلاي همدان و مادر بزرگوارشان ماه رخسارالسلطنه كه از بستگان ناصرالدين شاه قاجار بود.

 

ايشان در سن ۸ سالگي فقه و اصول را در همان شهر نزد اساتيدي چون آقاي سيد علي عرب نجفي، و طب خمسه يوناني را از حاج ميرزا حسين كوثر همداني بهره مي‌گيرند. به گونه اي كه در طبابت صاحب نظر شده و نياز به طبيب نداشتند.

 

آقا شيخ محمد جواد آنچنان هوش و استعدادي از خود بروز مي‌دهند كه در سن ۲۴ سالگي موفق به كسب درجه اجتهاد مي‌شوند و براي كسب مراتب علمي بالاتر وارد شهر مقدس قم شده و در درس مرحوم آيت‌ا...العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي حاضر مي‌شوند.

 

بعد از تأييد برگه اجتهاد ايشان توسط مؤسس حوزه علميه قم، به خدمت آقا سيد ابوالحسن اصفهاني شرفياب شده تا امضاي معظم له بر برگه مذكور مهر تأيدي باشد بر درجه والاي علمي مرحوم انصاري همداني.

 

آشنايي و رفاقت ايشان با حضرت امام (ره) نيز در همان حوزه درسي مرحوم حائري (ره) شكل مي‌گيرد و در تحصيل مراتب علمي خويش، آيت‌ا...العظمي گلپايگاني را هم‌مباحثه خويش مي‌يابند.

 

هرچند كلاس درس مرحوم انصاري مختص شاگردان نبود و بسياري از علما و مراجع  خدمتشان  رسيده و كسب دستور مي‌كردند ولي از ميان آنان تنها عده‌اي توانستند با اصرار و پافشاري، خود را به مقام  شاگردي حضرت استاد  برسانند؛

 

آيت‌ا...العظمي شيخ حسنعلي نجابت (بارزترين شاگرد معظم له)، آيت‌  ا... شهيد سيدعبدالحسين دستغيب، حاج ميرزا محمد اسماعيل دولابي، آقاي غلامحسين سبزواري، آقاي بيات، حجه‌الاسلام سيد عبدا... فاطمي

و تني چند كه آشنايي هر كدام با مرحوم انصاري خود داستاني است.

 

 

                     

 

مرحوم انصاري تا سن ۲۴ سالگي خود را درگير طي مراتب علمي كرده و بعد از كسب درجه اجتهاد بر درس و بحث خويش افزودند و جز به اين به چيز ديگري فكر نمي‌كردند تا اينكه با رخداد حادثه‌اي تأمل برانگيز، مسير زندگي را براي هميشه تغيير مي‌دهند. ايشان كه تا آن زمان با عرفان و عرفا مخالف بودند، دست تقدير دامانشان را نشانه مي‌گيرد و از مرحوم انصاري جز خاكستري بر جاي نمي‌گذارد. شرح ماجرا چنين است:

 

طلابي كه براي درس و بحث نزد وي مي‌آمدند براي ايشان خبري مي‌آورند كه عارفي شوريده حال در كسوت اهل علم به همدان آمده و علما و فضلا به جلسه وي حاضر شده و به دورش حلقه زده‌اند.

 

او كه اين اخبار را مي‌شنيد و ظيفه خود مي‌بيند تا آن جمع را ارشاد نمايد. وارد مجلس شده و تا دو ساعت براي آنان دليل مي‌آورد كه غير از راه شرع راه ديگري وجود ندارد و بقيه راه‌ها انحراف است. اما در اين ميان با نگاهي نافذ از سوي پير روشن ضميري مواجه مي‌شود كه؛ شيخ جواد! هنوز طعم عشق را نچشيده‌اي و آن كه بي عشق است، چوب و سنگي بيش نيست... تنها جمله‌اي تمامي احوالاتشان را بر هم مي‌زند؛

 

»عن قريب باشد كه تو خود آتشي به سوختگان عالم خواهي زد.« اين همان تيري بود كه قلب ايشان را نشانه رفت و زمين‌گير نمود. از آنجايي كه با اين الفاظ و عبارات بيگانه بودند، سر به زير انداخته و از آن جمع بيرون مي‌آيند. همان شب در خواب مي‌بينند كه در جامي، شرابي سرخ، به رنگ عشق، به مثال » كأسً كانَ مِزاجُها كافوراً « به او مي‌نوشانند كه اطراف آن نوشته شده است:

 

        »العارف كالبدر بين النجوم و كالجبرئيل بين الملائكة «

 

                      [شخص عارف نزد ما همانند قرص ماه است در بين

                       ستارگان و همانند  جبرئيل است در بين فرشتگان].

 

و اين سرآغاز راه سوختگي است.

                                                                                                ادامه دارد...

 

برگرفته از کتاب سوخته/ بازنويسي هادی ناصر

 

|+| نوشته شده توسط تحریریه در شنبه 11 فروردین1386 و ساعت 19:46  
Tell a friend about this page!
Their Name:
Their Email:
Your Name:
Your Email:

Free JavaScripts provided
by The Salar Weblog