|
سخن اول - رقعه شماره سوم
تقديم به تو کثافت آشغال! علی باباخانی |+| نوشته شده توسط تحریریه در یکشنبه 21 اسفند1384 و ساعت 18:35 فرهنگ رقعه - رقعه شماره سوم
"قبیله بی مست" مي نشينم تا مه بيايد و پنهان کند، نه چراغي از اين شب تشويش خواسته بودم نه نامي برکتيبه باد. م - الف |+| نوشته شده توسط تحریریه در یکشنبه 21 اسفند1384 و ساعت 18:34 مردی از تبار عاشوراییان (1) حضرت حاج شیخ جعفر مجتهدی - رقعه شماره سوم
مردي از تبار عاشوراييان به کاروان ابديت پيوست و جمال محبوب را در ملکوت اعلي به تماشا نشست. صاحبدلي که عمر شريف خود را در راه خدمت به خلق به پايان برد و دلي را هرگز به به ناروا نيازرد. عارف روشن ضميري که هرگز به خوارق عادات و کشف کرامات بي شمار خود دل نباخت و هيچکس او را آن گونه که بايسته و شايسته او بود نشناخت. برگرفته از کتاب در محضر لاهوتيان |+| نوشته شده توسط تحریریه در یکشنبه 21 اسفند1384 و ساعت 18:24 پا به پای پدر - رقعه شماره سوم
تو شرط را بردي. بله تو باز هم شرط را بردي، با اينکه عهد کرده بودم که ديگر چيزي برايت ننويسم اما باز هم احساسم بر من غلبه کرد.بخند، بله باز هم به دختر کوچولويت بخند به اينکه دوباره تسليم آن نگاه پر هيبت و مهربان و وفادرات شدم و باز بغض گلويم را سخت فشرد و اين بار ديگر نمي دانم چطور بايد نامه را برايت بنويسم و به پايان ببرم. خيره در پوستري بودم که نام چهارهزار شهيد منطقه 17 روي آن حک شده بود و تو يکي از آن چهار هزار. هيچ فکر نمي کردم در محدوده اي که زندگي مي کنم اين همه مرد از کوچه هايش به مهماني خدا رفته باشد و در اين انديشه ام که چند نفر از آنها دختراني دارند که سالهاي سال خيره به عکس هاي رو طاقچه شدند و ذره ذره دلشان فشرده شد و اشک خودشان را از مادرانشان پنهان کردند، بيرون زدند و در تنگ غروب پنجشنبه اي در امتداد خط تهران - اهواز خيره به قطاري شدند که پدرانشان را با خود برد، و ديگر هيچگاه برنگشت و تنها سوت قطار يادآور گلوله و ترکشهايي شد که در جان آنها نشست و چهره هاشان را گلگون ساخت. حالا از آن روزها سالها گذشته و بايد بگويم پدر، دل تنگي ام با گذشت زمان از جنس ديگري شده، حالا ديگر اين نبود تو نيست که فقط خودنمايي مي کند، بلکه فراموشي آهسته تو و همرزمانت است که دارد اتفاق مي افتد. جامعه دارد خواسته يا ناخواسته نام شما را از حافظه خود پاک مي کند. از آن مرداني که عهد بستند که بعد از شما راهتان را ادامه دهند و مواظب فرزندان شما باشند اندکي بيش نمانده. چنان بر صندليهاي رياست تکيه زده اند که گويي ميراثي است که حق مسلم آنها مي باشد و شبها سر بر بالين مي گذارند. نام شما لق لقه دهانشان شده و آوردن نام شما چيزي را به يادشان نمي آورد. آهسته، داريم انگشت نما مي شويم! منزوي مي شويم! هما رضايي |+| نوشته شده توسط تحریریه در یکشنبه 21 اسفند1384 و ساعت 18:2 لایق ولایت - رقعه شماره سوم
آنگاه که علي زاده شد، کعبه آزاده شد. زمين فرياد کرد، خورشيد به يکباره طلوع آغاز کرد. راه باز شد، اقامت آغاز شد، علي هم ياور دين شد. در آن دوران که به پنهان ترويج بود، او کودکي باتدبير بود، جوانمرد و دلير بود. در آن جمع، تمام بزرگان در خواب بودند، فقط علي هوشيار بود، زيرا او صاحب ذوالفقار بود. به راستي پايه اين امامت چيست؟ به راستي راز نام اين علي در چيست؟ زمين و زمان در خلقتش در مانده اند. با آمدنش نبوت تمام شد، امامت چون کودکي آغاز شد. امامتش از زبان نبي فرياد شد، وآنگاه دين او به کمال شد. برکه غدير را گوياي مطلب است، زيرا دستان او و نبي در هم است. اکبر حاجی احمدی |+| نوشته شده توسط تحریریه در یکشنبه 21 اسفند1384 و ساعت 17:59 وصیت نامه شهید علیرضا ایزدی - رقعه شماره سوم
سلام بر مهدي صاحب زمان (عج). سلام بر روح پر فتوح حضرت امام خميني. تاريخ تولد: 41/9/20
بالاخره ننم هم به ستوه آمد، که بچه چي از جون اين دمپايي هاي زبون بسته مي خواي؟ علی باباخانی |+| نوشته شده توسط تحریریه در یکشنبه 21 اسفند1384 و ساعت 17:53 دوستی خاله خرسی - رقعه شماره سوم
و یا هر وقت به شما حرفی زدند بی چون و چرا بپذیرید! هميشه قرار گرفتن در جايگاهي که انسان رو مورد نقد قرار بدن خيلي سخته. حالا مي خواد شما يک جزء از يک مجموعه باشيد يا ... در حقيقت هيچ فرقي بين سمت و جايگاه افراد نيست. در کل ظرفيت ليوان هر شخص ميزان نقد رو مشخص مي کند. نقدها به گونه ها و دسته هاي متفاوتي تقسيم مي شوند. براي نمونه نقد به اشياء (اين ميزه چقدر کجه)، نقد به افراد (اگه زودتر انجام مي دادي کتابخانه تعطيل نمي شد)، نقد به سيستم (حالا مگه چي مي شد جاتون رو به جوونا مي داديد)، نقد به رفتار (بابا چقدر قهر مي کني)، نقد به نتيجه (اگه توليدي پوشاک زده بوديم بيشتر درآمد داشت)و و و ... حالا مي خوام با هم نگاهي نقدگويانه اما با بياني داستاني به جامعه حال حاضر بياندازيم و حداقل نقدهاي بالا را درآن اجرا کنيم. يکي بود يکي نبود. غير از خداي مهربون هيچکس نبود. در روزگاران بسيار دور، دور دور، روستايي بود آباد و قديمي. مردمانش همه پي کار وتلاش. سعي در نشاندن بذر نشاط. روزگار به خوبي سپري مي شد که پادشاه آن سرزمين گذارش به روستاي قصه ما افتاد. خان روستا تا متوجه حضور پادشاه در سرزمين خودش شد طرح مودت و دوستي با پادشاه بست. هنوز زماني نگذشته بود که هم پيمانان خان فزوني يافتند. ديگر زمانه عوض شده بود. پادشاه با کمک پير ده تصميم به نوسازي روستا گرفت. روستايي ساختند مدرنيته. چنان زيبا که هر توريستي از کنارش عبور مي کرد، دوست داشت اقامتي هرچند کوتاه در آنجا کند. افسوس که روستا در کنار پرتگاهي عميق قرار داشت و روزي نبود که باد سهمگيني اين روستا را در بر نگيرد. وزش اين بادها مانع ماندن توريست ها مي شد و آنها را مجبور به ترک آن ديار زيبا مي کرد. پادشاه و خان به اميد آنکه جوانان سفرکرده روستا پس از نوسازي به ابر روستا پاي بگذارند هر روز نوميدتر مي شدند تا تصميم برآن شد با آوردن پيري نوين دل جوانان سفرکرده را بازيابند. هر روز بهتر از ديروز شد و جوانان به اميد کار و به عشق پير نوين پاي به روستاي مدرنيته گذاشتند.حال و هواي روستا دگرگون شده بود. همدلي بود و ياري. عشق به کار در دل همه جوانه زده بود. وزير پادشاه تا ديد پير نوين دل جوانان را قبضه کرده، براي خوشامد او زميني داد وسيع اما حاصل خيز. پير با راهنمايي وزير نهالاني بسيار کاشت، افسوس که هر چه کاشتند ثمري در آن نبود. نتیجه گیری اخلاقی جواد ناصر |+| نوشته شده توسط تحریریه در یکشنبه 21 اسفند1384 و ساعت 17:50 همیشه سالم باشید - رقعه شماره سوم
هيچگاه با رژيم غذايي طاقت فرسا به کاهش ناگهاني دست نيابيد. بدانيد که براي کاهش وزن مي توانيد يک برنامه منسجم پنج ساله را پيگيري کنيد. عنوان مطالب شماره آينده: جمال ناصر سینوزیت را سریعتر درمان کنید شايع ترين عامل سينوزيت، ويروسها هستند که در رأس آنها ويروسهاي سرماخوردگي قرار مي گيرند. در واقع ويروسها عامل مستعد کننده سينوزيت غفوني مي باشند. عوامل مستعد کننده سينوزيت شامل انحراف تيغه بيني التهاب حساسيتي مخاط بيني، پوليپ بيني و سيگار است. همچنين ضعف سيستم ايمني، تومور، مصرف بيش از حد داروهاي ضد احتقان موضعي (مثلاً قطره بيني) از اين عوامل است. سردرد يا در صورت ترشح چرکياز بيني، عدم پاسخ درماني مناسب به داروهاي آنتي هيستامين و ضد احتقان نيز از علائم باليني مهم بيماري محسوب مي شود. از ديگر علائم آن نيز مي توان به وجود چرکي در پس حلق، احساس سنگيني و گرفتگي شديد در پيشاني و صورت به خصوص هنگام خم شدن سر اشاره کرد. معمولاً درباره محل انتشار درد مي توان به درد سينوس کلي روي گونه و روي دندانهاي بالايي اشاره کرد که در شخص حساس مي شود. درد سينوس پيشاني و بالاي ابروها نيز از ديگر محلهاي درد است. همين طور در داخل چشم و عمق چشمها را نيز مي توان نام برد. يکي از راههاي رعايت نکات ايمني اين بيماري، شستشوي روزانه بيني و سينوسهاست. استفاده از بوخور در فصل سرما و استفاده از کلاه و شال نيز از ديگر راههاي درمان است. همچنين با استفاده از ميوه ها به خصوص مرکبات و مواد غذايي سرشار از ويتامين ث و درمان به موقع اين بيماري مي توان از طولاني شدن آن جلوگيري کرد. حسن قلی زاده |+| نوشته شده توسط تحریریه در یکشنبه 21 اسفند1384 و ساعت 17:44 |
|

