تبليغاتX
نه شرم و حیا نه عار داریم از تو....اما گله بی‌شمار داریم از تو....ما منتظر تو نیستیم آقاجان....تنها همه انتظار داریم از تو رقعه
 تا تو پیدا آمدی پنهان شدم(3) - حضرت آیت الله العظمی سید علی قاضی طباطبایی - رقعه پنجم

Image hosting by TinyPic

تواضعشان زبان زد خاص و عام بود و جلوي پاي همه حتي بچه ها هم بلند مي شدند. هيچگاه بالاي مجلس نمي نشستند و پشت سر شاگردان خود راه مي رفتند و مي فرمودند:«ب ه من آيت ا... نگوييد». «اگر نام مرا بالا يا پايين منبر ببريد، من راضي نيستم». با اين همه، دشمني ها و کينه توزي هاي زيادي با ايشان و شاگردانشان صورت مي گيرد و به ايشان تهمت صوفي گري و درويشي مي زنند ولي سالها با لطافت و نرمي با آنها برخورد مي کنند و چه مناسب گفته اند که «از صدر اسلام تا کنون عارفي به جامعيت ايشان نيامده است.» مجالس روضه هفتگي در منزلشان در نجف داير بود. خود را وام دار عنايت حضرت سيدالشهداء (ع)  مي دانستند چرا که مکرر مي فرمودند: «يک قصيده نمره يک گفتم براي حضرت اباعبدا... الحسين (ع) که کارم را درست کرد و درغيب را به نحو اتم برايم باز کرد.» آنچنان با حضرت صاحب الزمان (عج) مأنوس بودند که مي فرمودند: «کور است چشمي که صبح از خواب بيدار شود و در اولين نظر، نگاهش به امام زمان (عج) نيافتد.» و مي فرمودند: «من آن عبارتي را که حضرت هنگام ظهورشان مي فرمايند و اصحاب پراکنده مي شوند را مي دانم.» و در جايي ديگر مي فرمايند: «حضرت زندگي طبيعي دارند، چگونگي آن را از من نپرسيد. از آيه کهيعص (آيه اول سوره مبارکه مريم) زمان ظهور حضرت را مي شود در آورد.»
در اواخر عمر دچار بيماري عطش مي شوند و هرچه آب مي نوشيدند سيراب نمي شدند و با اين حال خود را آماده رفتن مي کنند - عطش من گواه آتش توست - از عروج ملکوتي ايشان همين بس که آيت ا... خويي فرمودند: «درايام وفاتشان تناثر نجوم و يا همان سقوط ستارگان رخ مي دهد.» سرانجام سيد علي آقاي قاضي، کوه عظيم توحيد، صاحب مقام تشرف، صلح کل، پس از سالها تدريس معارف عرفاني و تربيت شاگرداني الهي و بندگي ناب، در روز دوشنبه چهارم ربيع الاول سال 1366 در سن 83 سالگي در نجف اشرف رحلت فرموده و در وادي السلام نزد والد محترمشان به خاک سپرده مي شوند. روحشان هم جوار مولا همواره غرق سرور باد.
 آيت ا... حاج شيخ محمد رضا آل يس مي گويد:  «روزي به يکي از مجالس خاص که به خواص معمولي از
 شاگردانشان تعلق داشت راه يافتم. وقتي از منزل ايشان برون آمدم همين قدر بگويم که عبا را روي صورتم  کشيدم و راه افتادم. مالک اشکهاي چشمانم نبودم و بي اختيار گريه مي کردم ... و در اثر انقطاع موقت که از عوالم دنيوي برايم حاصل شده بود، طاقت ماندن در دنيا و زندگاني با مردم دنيا از من سلب شده بود. صد حيف که بعدها نتوانستم در آن مجلس نوراني حاضر شوم.» و آيت ا... ميرزا علي اکبر مرندي يکي از شاگردان ايشان در يکي از نامه هايشان به علامه طباطبايي مي فرمايند: «مرحوم استادمان ما را خسرالدنيا والآخره کرد و منظورش اين بود که کسي که بوي آقاي قاضي به او خورده، ديگر رغبتي به دنيا ندارد .»

هادی ناصر

|+| نوشته شده توسط تحریریه در دوشنبه 6 شهریور1385 و ساعت 21:19  
Tell a friend about this page!
Their Name:
Their Email:
Your Name:
Your Email:

Free JavaScripts provided
by The Salar Weblog