تبليغاتX
نه شرم و حیا نه عار داریم از تو....اما گله بی‌شمار داریم از تو....ما منتظر تو نیستیم آقاجان....تنها همه انتظار داریم از تو رقعه
 تا تو پیدا آمدی پنهان شدم(2) - حضرت آیت الله العظمی سید علی قاضی طباطبایی - رقعه پنجم

Image hosting by TinyPic

ايشان در طول زندگي از فقر بسيار، رنج مي بردند و هرچند عيالوار بوده و چندين همسر و فرزند داشتند ولي اين باعث نمي شد که لحظه اي از ياد خدا غافل شوند. مي فرمودند: «اين حال را دوست دارم، در مقابل آن غناي مطلق بايد فقيرترين باشم. وقتي پول ندارم احساس نياز بيشتري به خدا مي کنم و التفاتم به خدا بيشتر مي شود و در آن حال با خود مي انديشم، ايا اين لذايذي که از نماز نصيبم مي شود در برزخ هم نصيبم مي شود؟» به فرموده خودشان، برزخشان در دنيا فقر است و در برزخ مشکلي نخواهند داشت. به علت فقر زياد در نجف صاحبخانه ايشان را از خانه بيرون مي کند و اسباب و وسايلشان را بيرون مي ريزد و ايشان به اتفاق خانواده به کوفه کوچ نموده و در بالاخانه اي در مسجد کوفه سکني مي گزينند و باز مي فرمودند: «خدا گمان کرده ما هم آدميم که اين گونه با ما معامله مي کند.» و آنچنان به نماز عشق مي ورزيدند که مي فرمودند: »تمام هم و غم دنيا در نزد ما تا اول ا...اکبر نماز است. دو سه روز است در اين فکرم که اگر در بهشت نگذارند نماز بخوانيم چه کنيم!؟« و اين حال مخصوص روز نبود و شبها هم ساعتها به نماز مي ايستادند. به علامه طباطبايي (ره) مي فرمايند: «پسرم دنيا مي خواهي نماز شب، آخرت مي خواهي نماز شب.» قرآن بسيار تلاوت مي نمودند و ان را شراب مؤمنين مي دانستند ... حتي مراجعه کنندگان هم از سجده هاي طولاني ايشان خسته مي شدند و مي رفتند و ... چه خلسه هاي بي اماني که روزها با چشمان باز نبضشان هم از کار مي افتاد. آيت ا... نجابت مي فرمودند: «وقتي سخن از توحيد مي شد به هيچ کس اعتنا نمي کرد.» و قاضي ملکوتي، الهي و فناء في ا... است و جز خدا نمي بيند و نمي شنود و اين همان تجرد روح است که در اواخر عمر شريفشان نصيبشان مي شود و اين مقام چيست ...، بماند!
طي سه دوره، اخلاق و عرفان اسلامي را تدريس فرمودند که حاصل آن بروز شاگرداني يگانه شد. هر چند به آنها هم مي فرمودند: «به شما هم کامل ندادم.» در نوبت اول حاج شيخ علي محمد بروجردي، حاج سيد علي خلخالي، حاج سيد حسن مسقطي. در زماني بعد و در نوبت دوم، علامه طباطبايي، حاج سيد احمد کشميري،يرزا ابراهيم سيستاني، اقاي الهي و برادر علامه طباطبايي و در زماني بعد، در نوبت سوم، حاج شيخ عباس قوچاني و آيت ا... العظمي حاج شيخ محمدتقي بهجت فومني و همچنين بزرگاني چون سيد هاشم حداد، شيخ محمدتقي آملي، شيخ علي قسام، سيد هاشم رضوي هندي و آيت ا... نجابت که وجه اشتراک همه آنها اجتهاد در سنين پايين است. و چه کلاسهايي که هميشه اشک از چشمان شاگرد جاري بود.
سيره عرفاني ايشان بطور کلي مبني بر کتمان بود حتي تا اواخر عمر شريفشان کمتر کسي توان درک مقاماتشان را داشت. مکرر مي فرمودند: «من لنگه کفش انسانهاي کامل هم نمي شوم.»  «من هيچي ندارم.» «خدا شاهد است من آن نيستم که شما مي گوييد» و به شاگردان نيز توصيه مي کردند اينچنين باشند و به همين دليل است که کرامات بسيار اندکي و آن هم از روي ناچاري از ايشان بروز مي کند.

|+| نوشته شده توسط تحریریه در یکشنبه 22 مرداد1385 و ساعت 16:34  
 تا تو پیدا آمدی پنهان شدم(1) - حضرت آیت الله العظمی سید علی قاضی طباطبایی - رقعه پنجم

Image hosting by TinyPic

« اي بنده من، تو عمري را در طاعت و عبادت من گذراندي، فرمان برداري مرا به خواهش هاي دنيا و نفست مقدم کردي، مرا بر خود ترجيح دادي ... اينک من، با تحفه ها و هدايايي به پيشواز تو مي آيم و بنده نوازيت مي کنم. »
 اين بار سخن از مردي است عظيم که قلم، قاصر از بيان وجود آسماني اش، و در اين مهم راه به جايي نخواهيم برد مگر به عنايت ايشان.
نامشان علي است، سيد علي، متولد سيزدهم ذي الحجه سال 1285 هـ ق، فرزند سيد حسين قاضي که از شاگردان برجسته آيت ا...العظمي ميرزا محمدحسن شيرازي است. از همان ابتداي جواني تفسير کشاف را نزد پدر مي آموزند و ادبيات عربي و فارسي را نزد ميرزا محمد تقي تبريزي متخلص به نيّر. همراه کارواني در سن 23 سالگي با شوق و ذوق فراوان و عشق به مولا اميرالمؤمنين (ع) رهسپار نجف اشرف شده و تا آخر عمر شريفشان افتخار هم جواري حضرتش را  از  دست  نمي دهند.   پس از اقامت در  نجف اشرف تحصيلات حوزوي خود را نزد اساتيد بزرگي چون فاضل شربياني، شيخ محمد ممقاني، شيخ فتح ا... شريعت و آخوند خراساني ادامه داده تا سرانجام در سن 27 سالگي به درجه اجتهاد نائل مي آيند. نزد پدرشان و همچنين آيت ا...شيخ محمد بهاري و آيت ا... سيد احمد کربلايي که هر دو از شاگردان مبرز ملا حسينقلي همداني (ره) بودند، به کسب مکارم اخلاقي و عرفاني مي پردازند. چهل سال تمام با تزکيه نفس و عبوديت از درد عشق آرام  و قرارنمي گيرند بلکه  راهي به سوي عالم بالا گشوده شود اما ...
بيست سال تمام چشم خود را کنترل مي کنند بطور ي که چشم ترس مي گيرند و قبل از ورود نامحرم، خود به خود چشمها بر هم مي آمدند و خداوند بر ايشان منت نهاده و آن مشقت از ايشان برداشته مي شود.صادقانه مي فرمايند: « چهل سال است دم از پروردگار عالم زدم، چند مرتبه خواستند مرا بکشند، آيت ا... سيد ابوالحسن اصفهاني (ره) نگذاشت  و خدا کمکم کرد. در اين مدت نه خوابي ديدم، نه مکاشفه اي،نه رفيقي، نه همدردي، چهل سال است که در را مي کوبم و خبري نيست.» و چقدر خستگي ناپذير بوديد که چنين فرموديد: « هرچه باداباد، در بحر جنون پا مي زنم، امشب کشفي نصيبم شد، شد، نشد، نشد، امشب خوابي ديدم، ديدم، نديدم، نديدم، من کشف نمي خواهم، تمام مدت اين چهل سال آن هم براي زرق و برق کشف کرامتي چند، نه! من معرفت خودش را مي خواهم، من خودش را مي خواهم.» و بالاخره درهاي آسمان به رويش گشوده مي شود، فتح باب مي شود.

هادی ناصر

|+| نوشته شده توسط تحریریه در جمعه 13 مرداد1385 و ساعت 2:3  
Tell a friend about this page!
Their Name:
Their Email:
Your Name:
Your Email:

Free JavaScripts provided
by The Salar Weblog