|
تا تو پیدا آمدی پنهان شدم(2) - حضرت آیت الله العظمی سید علی قاضی طباطبایی - رقعه پنجم
ايشان در طول زندگي از فقر بسيار، رنج مي بردند و هرچند عيالوار بوده و چندين همسر و فرزند داشتند ولي اين باعث نمي شد که لحظه اي از ياد خدا غافل شوند. مي فرمودند: «اين حال را دوست دارم، در مقابل آن غناي مطلق بايد فقيرترين باشم. وقتي پول ندارم احساس نياز بيشتري به خدا مي کنم و التفاتم به خدا بيشتر مي شود و در آن حال با خود مي انديشم، ايا اين لذايذي که از نماز نصيبم مي شود در برزخ هم نصيبم مي شود؟» به فرموده خودشان، برزخشان در دنيا فقر است و در برزخ مشکلي نخواهند داشت. به علت فقر زياد در نجف صاحبخانه ايشان را از خانه بيرون مي کند و اسباب و وسايلشان را بيرون مي ريزد و ايشان به اتفاق خانواده به کوفه کوچ نموده و در بالاخانه اي در مسجد کوفه سکني مي گزينند و باز مي فرمودند: «خدا گمان کرده ما هم آدميم که اين گونه با ما معامله مي کند.» و آنچنان به نماز عشق مي ورزيدند که مي فرمودند: »تمام هم و غم دنيا در نزد ما تا اول ا...اکبر نماز است. دو سه روز است در اين فکرم که اگر در بهشت نگذارند نماز بخوانيم چه کنيم!؟« و اين حال مخصوص روز نبود و شبها هم ساعتها به نماز مي ايستادند. به علامه طباطبايي (ره) مي فرمايند: «پسرم دنيا مي خواهي نماز شب، آخرت مي خواهي نماز شب.» قرآن بسيار تلاوت مي نمودند و ان را شراب مؤمنين مي دانستند ... حتي مراجعه کنندگان هم از سجده هاي طولاني ايشان خسته مي شدند و مي رفتند و ... چه خلسه هاي بي اماني که روزها با چشمان باز نبضشان هم از کار مي افتاد. آيت ا... نجابت مي فرمودند: «وقتي سخن از توحيد مي شد به هيچ کس اعتنا نمي کرد.» و قاضي ملکوتي، الهي و فناء في ا... است و جز خدا نمي بيند و نمي شنود و اين همان تجرد روح است که در اواخر عمر شريفشان نصيبشان مي شود و اين مقام چيست ...، بماند! |+| نوشته شده توسط تحریریه در یکشنبه 22 مرداد1385 و ساعت 16:34 تا تو پیدا آمدی پنهان شدم(1) - حضرت آیت الله العظمی سید علی قاضی طباطبایی - رقعه پنجم
« اي بنده من، تو عمري را در طاعت و عبادت من گذراندي، فرمان برداري مرا به خواهش هاي دنيا و نفست مقدم کردي، مرا بر خود ترجيح دادي ... اينک من، با تحفه ها و هدايايي به پيشواز تو مي آيم و بنده نوازيت مي کنم. » هادی ناصر |+| نوشته شده توسط تحریریه در جمعه 13 مرداد1385 و ساعت 2:3 |
|


